بسمهتعالی
شعرتابانام خدا شروع کن
هرچیهنرداری توشعرت رو کن
شاعرشهرآنتیکوبا کلاسه
تخلصشجواد حق شناسه
شعرمیگه شعراشا با شور وحال
توشعراشاینجوری می گه وصف حال
شعرو غزل نون وپنیر وپسته
شهرگزه صدتا کتاب قصه
تواصفهون یه شهرو یه دیاره
نامونشونشم گزبرخواره
یهسربریم توشهرگز پیاده
تاببخوریم یه تاب فوق العاده
یهپل داره معروف به پل هوایی
باپل خواجو داره آشنایی
اولشهرگز یه شهرداریه
کنارشهردارییه بهداریه
فضایسبزشم خیلی قشنگه
بااینفضا شهر پر آب و رنگه
کمیجلوترش اداره برقه
نسبتبه شهرداری جنوب شرقه
بعداونم بنگاهای ماشینه
دلیلشهرت گزم همینه
بنگاداراشتمام با عدالت
باسودکمماشین میدن به ملت
نگیدکه اهل بورس ودلالی اند
تودستزدن به معامله عالی اند
هیونداوتویتا وبنز و لگسوز
پرادوو کمری و لندکوروز
پرایدوپارس وزانتیا سوپرلوکس
تازگیاافتادهتوفرم بورس
تازگیامی گن کشیده پایین
فکرایبدنکن قیمت ماشین
ازاونطرف می گن خیلی رفته روش
نرخدلار وسکه و نرخ گوشت
توشهرگزنشونیاز بدی نیست
توامتحانعشقشون ردی نیست
اکثریتشغل اونا سه جوره
بنگایماشین بنزتک یا کوره
لهجهی مردمش خیلی شیرینه
برمیگرده به فارسی دیرینه
تواینزبون اسم تنور کیریه
إمخوس همون معنی درگیریه
مردمگز هنوز به آب اُ می گند
بهجای اسم سیب اونا سوُ می گند
کفشتواین زبون یعنی اُرُسی
خارسورا می شناسند به نام خورسی
پیرهزناش هنوز به درس درز می گند
درزایخوب واسه جوونا گزمی گند
جاروتواین زبون یعنی نِمَرزون
أژونهمون لفظ گزی ارزون
بیشترشوندوچرخه را چَخ می گند
بهآب سردم اونا اُ یخ می گند
آلشیهمون معنی اشتباهه
رورههمون لفظ گزی راهه
مِلیوکووه به گربه وسگ می گند
دیسانهبه دسته ی هاونگ می گند
اونکه داره به سیم برق علاقه
غِلاتو فرهنگ لفظ کلاغه
رعیتاشونبه خویش زدن إش می گند
پالشتهم به ظرف آبکش می گند
هندونهتوزبون گز سِوندیه
زرنگیهم زیرکی و رندیه
جوونایگز هنوز به لب لِو می گند
ظهراپیشیم به جای شب شِه می گند
زینجیبه زن اَخن به مردا می گند
دخترادُت سوبا به فردا می گند
تشکیلمی شه گزاز چهار محله
الانمی گم اینقدر نکن عجله
محلهی حاجی وفیروزآباد
اینور آقاشریف ومحمودآباد
بهفیروزآبادش می گن پیزونچی
اگهنگند پیزونچی پس بگند چی
فیروزآباداسمشاول لیسته
خاصیتشجاذبه ی توریسته
توریستایترک و لر فراون
دهتا خونه دارند توهر خیابون
شاهنعمت الله هم امام زاده شه
پارکاونم تفریحگاه ساده شه
معماریشکه نقطه ی حساسیه
توکاروانسرایعباسیه
مسجدجامعتوی بخش برخوار
برایشهرگزشده افتخار
یهچیزبگم مو به تنت سیخ بشه
چشمایتو یک ساعتی میخ بشه
توشهرگزنشونی ازمواد نیست
هیچجوونی معتاد وبی سواد نیست
غیرتیاند عشق به ناموس دارند
کانونخانواده را دوست دارند
دخترایگز همه با نجابت
اکثروقتشونه تو عبادت
پایینترین مدرکشون لیسانسه
هرکیتوگز زن بگیره خوش شانسه
اشعار ناب جواد حق شناس شاعر نامی گز...
ما را در سایت اشعار ناب جواد حق شناس شاعر نامی گز دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71